محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

80

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

نداشت . وزيرش ابو محمد عبد اللّه بن محمد بن مسلمه كه پيش از اين والى مارده بود كارها را مىراند و در واقع حاكم حقيقى او بود . شاپور در سال 413 ه / 1022 م وفات كرد و دو كودك خردسال به نام عبد اللّه و عبد العزيز برجاى نهاد و وصيت كرد كه وزيرش همچنان بر سر كار خود باشد تا اين دو كودك به حد رشد رسند . عبد اللّه بن محمد بن مسلمه بر امور مستولى شد و مملكت اشبيليه را در ضبط آورد و همهء ميراث شاپور را از آن خود كرد و به المنصور ملقب شد و صاحب حقيقى مملكت گرديد . ابو محمد عبد اللّه بن مسلمه معروف به ابن الافطس به يكى از قبايل مكناسه از قبايل مغرب انتساب داشت و اصل آن از فحص البلوط از ولايت قرطبه است . از خاندانى تهىدست بود و از علم و معرفت هم بهره‌اى نداشت . اما بنى الافطس خود نسب خويش به تجيب مىرسانند و شاعران ، ايشان را به اين صفت مىستايند و اين چيزى است كه ابن حيان را دچار تعجب كرده و آن را امرى غريب و نادر خوانده است . « 2 » عبد اللّه ابن الافطس خود مردى صاحب معرفت و هوشيار و دورانديش و باحزم و سياست بود . چون پس از شاپور بر آن منطقهء وسيع استيلا يافت ، در ضبط و ادارهء امور قدرت و براعت خويش آشكار ساخت و همواره مراقب حركات و اعمال همسايهء جنوبى خود ، قاضى ابو القاسم بن عباد و نيرومند شدن او بود و از او بيمناك بود . و اين بدان سبب بود كه با وجود استوارى باروهاى بطليوس و استحكامات ديگر آن به سبب پهناور بودن مملكت و پراكنده بودن شهرها در سمت جنوب و مشرق ، دفاع از آن دشوار بود و همسايهء نيرومند را چشم طمع به آن بود . ديرى نپاييد كه آنچه ابن الافطس از آن مىترسيد تحقق يافت . قاضى ابن عباد يك شورش محلى را در شهر باجه كه به سبب تعيين رئيس ميان اهالى برپا شده بود مغتنم شمرد و به سردارى پسرش اسماعيل همراه با سپاه هم‌پيمانش برزالى صاحب قرمونه لشكر به مملكت بطليوس كشيد . ابن الافطس در خلال اين مدت توانسته بود باجه را كه نزديكتر به او بود اشغال كند . شهر باجه به منطقهء قلمرو او نزديكتر بود تا به منطقهء قلمرو بنى عباد . پس نيروهاى مشترك اشبيليه به شهر باجه هجوم آوردند و سپاهيان ابن الافطس را محاصره كردند و ميانشان نبردى سخت درگرفت كه به از هم گسستن سپاهيان ابن الافطس و اسارت بيشتر آنان انجاميد . محمد بن الافطس

--> ( 2 ) . ابن الابار : الحلة السيراء ( نسخهء خطى ) ، برگ 85 الف .